دلنوشته های مرد تنها
اگه میدونستی قطره ی بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسی داشت
اگه میدونستی یه بندر وقت رفتن کشتی ها چه تنها میشه
اگه میدونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه
اگه میدونستی رفتنت چه اتیشی به جونم کشید
اونوقت اینقدر راحت نمیگفتی خدا حافظ ...
نظر بدين
نظرات شما عزیزان:
نوشته شده در پنج شنبه 15 ارديبهشت 1390برچسب:, ساعت
22:33 توسط امير حسين و ریحانه| نظر بدهيد |
Power By:
LoxBlog.Com |